بخش اول اين مقاله ديروز در اين صفحه درج شد و اينك
قسمت پاياني آن...
نارسايي ها و مشكلات خصوصي سازي مطابق
با بررسي روند خصوصي سازي و تحليل آن و نيز مطالعات انجام گرفته توسط
وزارت امور اقتصادي و دارايي و ساير ارگان ها، اين سياست به گونه اي انجام
شده است كه در اجراي آن حتي از ضروري ترين اقدامات مقدماتي صرف نظر شده
است. شركت هاي واگذار شده بدون اصلاح ساختار، خصوصي شده اند و اين موضوع
مشكلات را پس از واگذاري مضاعف كرده است. خريد يك شركت متعلق به دولت و
نهادهاي دولتي (عمومي) معمولا به اين معنا است كه خريدار صاحب شركتي مي شود
كه ماشين آلات و دستگاه هاي آن قديمي است، تعداد پرسنل و كارگران آن بيش
از حد مورد نياز است و به بيماري سوء مديريت مبتلا است و بنابراين هيچ
علاقه و كششي را از سوي سرمايه گذاران به سمت خود جلب نمي نمايد.
طبق
مطالعه صورت گرفته توسط دكتررضا نظري با بررسي و مقايسه نسبت هاي مالي و
بازدهي سرمايه شركت هاي واگذارشده قبل از خصوصي سازي و بعد از آن توسط
تكنيك هاي آماري آناليز و واريانس و آماره t(استيودنت) پي برده شده است كه
عملكرد شركت هاي واگذارشده به بخش غيرخصوصي و خصوصي، براي دوران قبل و بعد
از آن تاريخ، تغيير نيافته است.
علاوه
بر موارد فوق در زمينه ساير ابعاد نارسايي هاي خصوصي سازي به موارد زير مي
توان اشاره نمود:
1 - الزام به خصوصي سازي در قوانين به
چشم نمي خورد و صرفا در حد توصيه است.
2 - فقدان بازار
سرمايه قوي به ويژه در ابتداي سال هاي آغاز خصوصي سازي و ناكارآيي در روش
مزايده و بورس كه باعث شد در بسياري از موارد روش مذاكره اي برگزيده شود كه
در نتيجه آن خلاف ها و مفاسد عديده اي صورت گرفت.
3 - از
عمده ترين مشكلات در فرآيند خصوصي سازي فقدان عزم جدي و عدم وفاق در
مسوولان بلندپايه كشور است كه با توجه به توصيه هاي مختلف و چارچوب هاي
قانوني، عملا سياستگذاران كلان به اين موضوع خوش بين نيستند و فضاي سياسي
بسترهاي لازم را براي اين امر ايجاد نكرده است.
عوارض
نامطلوب خصوصي سازي
1 - يكي از نگراني هاي مردم و مقامات
دولتي امكان افزايش قيمت كالاها و خدمات بعد از خصوصي سازي است كه ممكن است
به دليل قطع حمايت هاي دولتي در برخي شيوه هاي خصوصي سازي باشد. افزايش
قيمت ها علاوه بر آثار سويي كه بر تعادل كل اقتصاد مي گذارد باعث نامتناسب
تر شدن توزيع درآمدها و ثروت ها، نامتوازن شدن تراز پرداخت ها و به طور
خلاصه كند شدن روند رشد اقتصادي مي شود. از طرف ديگر، با در نظر گرفتن اين
امر كه سياست هاي اعلام شده دولت بر اساس روش انتظارات عقلايي در تصميم
گيري افراد براي ميزان تقاضايشان تاثير بسزايي مي گذارد، به ثمر نرسيدن
اهداف مدنظر دولت از اجراي سياست خصوصي سازي به مثابه يك شوك اقتصادي در
مكانيزم عرضه و تقاضا تلقي شده و موجب نوسانات شديد اقتصادي مي شود كه
هزينه اجتماعي چنين نوساناتي، گاهي اوقات، بسيار بالا است.
2
- تحقق اهداف خصوصي سازي به موقعيتي كه اقتصاد در آن قرار دارد بستگي
دارد. اگر شرايط كاراتر شدن مكانيسم بازار وجود نداشته باشد و بي ثباتي
حكمفرما باشد و كارخانه ها با شيوه هاي يادشده واگذار شود، حتي با قيمت
گذاري صحيح و با شكلي مناسب كارخانه را به فرد يا افراد معدودي واگذار
كنيم، چه تضميني وجود دارد كه صاحب يا صاحبان جديد، قدرت انحصاري اعمال
نكنند.
اين امر باعث خواهد شد تا سهم يك گروه خاص در جامعه
افزايش يابد، بدون اينكه توليد ملي افزايش يابد، اين افزايش فقط با تغيير
در توزيع درآمد و زيان گروه هاي ديگر امكان پذير است كه البته كاهش كارايي و
سطح توليد ملي را به دنبال دارد. از سوي ديگر به دست آوردن قدرت انحصار
بازاري توسط اين عده سبب مي شود كه اين افراد از طريق لابي هاي گسترده به
حوزه كاري مديران ارشد سياسي كشور راه يافته و از اين طريق خط مشي هاي
اقتصادي را تحت تاثير قرار داده و نوسانات عمده اي را در متغيرهاي كلان
اقتصادي ايجاد كنند. بنابراين خصوصي سازي در گرو شكل صحيح و مناسب واگذاري و
وجود شرايط خاص اقتصادي و بازار است و اگر هر كدام از اين دو محقق نشود،
عملا خصوصي سازي به رهاسازي تبديل مي شود.
3 - واگذاري
بنگاه هاي دولتي به بخش خصوصي شرايطي را فراهم مي آورد كه مديران جديد مي
توانند براي عقلايي كردن تشكيلات بكوشند. اگر در اين چارچوب عقلايي كردن را
به زباني ساده بيان كنيم، يعني تعديل نيروي كار ناكارآمد.
ايجاد
شرايط و انتخاب روش هاي مناسب خصوصي سازي در ايران
به
منظور انجام موفقيت آميز خصوصي سازي و جلوگيري از بروز مشكلات ناشي از آن،
اقدامات مختلفي در كشورهاي موفق در اين زمينه صورت گرفته كه با در نظر
گرفتن اين اقدامات، مي توانيم نتيجه بگيريم كه جهت زمينه سازي مساعد به
منظور نيل به اهداف مطلوب و مورد انتظار خصوصي سازي در كشور ما، بايستي
موارد زير مورد توجه و دقت كامل قرار گيرد:
الف - همان طور
كه قبلا ذكر شد يكي از مشكلات تشكيلاتي موجود در شركت هاي دولتي فقدان
سيستم هاي عملياتي حسابرسي داخلي، برنامه ريزي، نظارت، سيستم اطلاعات
مديريتي و ... مي باشد كه با رفع اين مشكل، ضمن اينكه موانع موجود بر سر
راه تامين منابع مالي موردنياز شركت ها را مرتفع مي سازيم، مي تواند زمينه
مناسبي را جهت كسب سرمايه نقدي در بخش خصوصي به منظور انجام معاملات مدنظر و
افزايش ظرفيت هاي توليدي آماده سازد.
ب - در قسمت عوارض
نامطلوب خصوصي سازي عنوان شد كه يكي از نگراني هاي مردم و مسوولان از اجراي
اين برنامه، بيكاري تعداد زيادي از كارگران به دليل تعديل هزينه توليد
توسط كارفرمايان مي باشد، بنابراين به منظور آماده سازي ذهني و رواني
عاملان اقتصادي مراجع زي ربط بايستي مساله بيكاري اين كارگران و راه حل هاي
موجود براي كاهش آن را به طور مرتب و سيستماتيك پيگيري كنند و نيروي كار
را وادارند تا كارايي خود را افزايش دهند، چرا كه چند زماني نمي گذرد كه با
خصوصي سازي شدن، مجبور به بيكار شدن مي شوند.
ج - براي
كسب موفقيت در خصوصي سازي وضعيت مالي و سوابق سودآوري واحد دولتي بايستي
مورد بررسي قرار گيرد. عرضه عمومي سهام موقعي به كار مي رود كه دولت معتقد
باشد كه آن سهام مي تواند يك سرمايه گذاري مطمئن و بلندمدت براي سرمايه
گذار باشد. در بعضي از كشورها با اعمال اصلاحاتي در ساختار مالي و عملياتي
ابتدا يك شركت زيان ده را تبديل به شركت سودده نموده و سپس آن را از طريق
عرضه عمومي سهام، خصوصي كرده اند و در مورد آن دسته از شركت هاي دولتي كه
به علت مشكلات ساختاري سودآور نمي شوند تنها راه خصوصي سازي انحلال شركت و
فروش آن و انعقاد قرارداد اجاره و يا مديريت مي باشد.
د -
اقدامات تشكيلاتي و سازماني كه در حال حاضر در شركت هاي دولتي انجام مي
گيرد، تاثير زيادي بر نحوه خصوصي سازي آن واحد مي گذارد. اگر واحد دولتي به
شكل شركت سهامي عام باشد و سهام آن در بورس پذيرفته شده، در اين صورت عرضه
عمومي سهام از طريق بورس اوراق بهادار روش مناسبي براي خصوصي سازي خواهد
بود.
اگر شركت به شكل سهامي خاص و داراي سودآوري خوبي باشد
در اين صورت عرضه محدود سهام به يك يا چند نفر سرمايه گذار مي تواند روش
مناسبي براي خصوصي سازي باشد.
اگر واحد دولتي داراي شخصيت
حقوقي نبوده و يا به شكل سهامي نباشد در اين صورت لازم است كه شكل حقوقي
شركت به صورت سهامي عام درآيد.
ه - با توجه به مزايا و
معايب روش خصوصي سازي به طريق عرضه عمومي سهام، تجارب كشورها در اين مورد و
تجربه كشور خودمان طي برنامه دوم كه در مقايسه با برنامه اول عملكرد خصوصي
سازي بهتر ارزيابي شده است بايستي به توسعه بازارهاي سرمايه مخصوصا بازار
بورس پرداخت. لازم به ذكر است هر چند عرضه سهام از طريق بورس روش مناسبي مي
باشد بايد به اين نكته توجه كرد كه بسياري از شركت هاي دولتي شرايط پذيرش
در بورس را نداشته ضمن اينكه عمل خصوصي سازي از اين طريق ممكن است ده ها
سال به طول انجامد. شايد روش مذاكره در اين موارد، به رغم ايراداتي كه به
آن وارد است يكي از راه هاي مفيد خصوصي سازي باشد.
و -
انتخاب هر يك از اهدافي كه براي خصوصي سازي برشمرديم نيز بر انتخاب روش
خصوصي سازي تاثير مي گذارد. اگر هدف دولت افزايش درآمد باشد، فروش واحد
هايي كه انحصار طبيعي دارند، معمولا با روش مذاكره صورت مي گيرد. در صورتي
كه اگر هدف افزايش كارآيي باشد، روش تجزيه چنين واحدي به چند واحد كه داراي
فعاليت هاي مشابه مي باشند مدنظر خواهد بود تا ايجاد رقابت نموده و كارآيي
را بالا ببرد. همچنين هنگامي كه دولت قصد كنترل حجم نقدينگي و ميزان رشد
تقاضا را دارد مي تواند در خصوصي سازي از روش توزيع سهام بين كاركنان دولتي
به جاي پرداخت هاي غيرحقوقي استفاده كند. از آنجا كه در اقتصاد ايران
افزايش تقاضا بيشتر افزايش قيمت را به دنبال دارد و رابطه مثبت بين رشد
قيمت و توليد نيز تاييد نمي شود، با استفاده از اين روش مي توان تقاضا و
قيمت را كنترل و شرايط نجات اقتصادي و رشد توليد را فراهم كرد.
ز
- ديدگاه دولت در مورد عدم اخراج و افزايش بيكاري بعد از خصوصي سازي و يا
عدم تمركز ثروت و قدرت اقتصادي در دست عده محدودي از سرمايه گذاران تاثير
زيادي در انتخاب شيوه خصوصي سازي شركت هاي دولتي دارد. به طوري كه اگر دولت
مخالف تمركز قدرت اقتصادي در دست عده اي محدود است. بايستي از شيوه عرضه
عمومي سهام استفاده نمايد و موجبات تقويت بازار سهام را فراهم آورد و در
مورد اخراج كاركنان و افزايش بيكاري، دولت مجبور به واگذاري شركت دولتي به
كاركنان با استفاده از روش هاي اجاره اي و مديريتي به شرط حفظ اشتغال
(تجربه كشور مالزي) در خصوصي سازي است و در عين حال با تبليغات خود اين
باور را به مردم بقبولاند كه با خصوصي سازي بيكاري افزايش مي يابد و اين
بيكاران افرادي هستند كه عملا براي بنگاه كارآيي ندارند. همچنين در مواقعي
كه افزايش قيمت ها بعد از خصوصي سازي انتظار مي رود و شركت ها به اندازه
كافي بزرگ هستند (نزديك به حالت انحصاري) بايستي از روش تجزيه شركت ها به
چند شركت داراي فعاليت مشابه و واگذاري آنها جهت ايجاد رقابت و در نتيجه
كاهش قيمت استفاده كرد.
منابع و ماخذ:
1 -
رحيمي بروجردي، عليرضا، سياست هاي اقتصاد كلان و اصلاحات ساختاري، موسسه
مطالعات و پژوهش هاي بازرگاني، شهريور 1373.
2 - وزارت امور
اقتصادي و دارايي، بررسي خصوصي سازي با تاكيد بر تجربه ايران (چالش ها و
فرصت ها)، 1380.
3 - سازمان صنايع ملي ايران، تجارب خصوصي
سازي در چند كشور توسعه يافته (انگلستان، فرانسه، ايتاليا)، جلد دوم 1370.
4
- نظري، رضا، ارزيابي آثار خصوصي سازي بر عملكرد و بازدهي شركت هاي واگذار
شده به بخش خصوصي، مجله اقتصاد مديريت، شماره 72.
5 -
معاونت امور اقتصادي و هماهنگي سازمان برنامه و بودجه، بررسي اثرات مالي
فعاليت هاي شركت هاي دولتي بر بودجه عمومي دولت، مباني نظري و نتايج كاربرد
آن، مرداد 1376.
6 - دفتر مطالعات برنامه و بودجه،
ساماندهي و واگذاري شركت هاي دولتي در لايحه بودجه 1381، مجلس و پژوهش، سال
8، شماره 31.
7 - نماگر هاي اقتصادي بانك مركزي.
8
- غربالي، يونس، درآمدي بر خصوصي سازي، پيش نياز ها و روش ها، ناظر
اقتصاد، سال دوم، شماره 4، پاييز 1380.
9 - متوسلي، محمود،
خصوصي سازي يا تركيب مطلوب دولت و بازار، موسسه مطالعات و پژوهش هاي
بازرگاني، 1373.
10 - مستند هاي بودجه برنامه سوم توسعه
اقتصادي و اجتماعي و لايحه بودجه سال هاي 79، 80، 81.
11 -
سازمان صنايع ملي ايران، خصوصي سازي (شرايط، تجربيات)، جلد دوم، 1372.
منابع لاتين: 1 -Privaitization in Developing countries IFC،
Investment Review، Volume 4 no.1، February 1999 نويسنده رضا صالحي